سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
تبلیغات در پارسی بلاگ

آل‌سعود از میان برود، رژیم‌صهیونیستی هم ظرف 6 ماه سقوط می‌کند 

به گزارش جهان، حسن رحیم‌پور ازغدی عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در اجتماع دانشجویی «اعدام حقیقت» که با هدف محکومیت حکم صادره از سوی رژیم عربستان‌سعودی علیه آیت‌الله نمر در دانشگاه تهران برگزار شد، با اشاره به اینکه این جلسه محاکمه آل‌سعود و شخص شاه‌ عبدالله و رهبران تکفیری است، گفت: حکومت آل‌سعود جرأت اجرای این حکم را ندارد، البته به نفع شیخ نمر و اسلام است که این حکم اجرا شود، زیرا در نگاه اسلام شهادت سعادت است و این سعادت برای شیخ نمر وجود داد و ریختن خون مظلوم به نفع پیروزی نهضت است. 

وی افزود: رژیم آل‌سعود بیش از هر چیزی در این مسئله نگران منافع خود است و جرأت اجرای این حکم را ندارد.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با اشاره به نکاتی خطاب به آل‌سعود، گفت: چندین سوال از آل‌سعود در این زمینه وجود دارد. اینکه حاکمیت آل‌سعود در کشور عربستان به عنوان تنها حاکمیت و کشوری است که به نام خانواده آل‌سعود نامیده شده و این کشور تنها کشور در جهان است که به نام خانوادگی عنوان می‌شود.
رحیم‌پور ازغدی افزود: در این کشور برای کنترل جهان اسلام، اسلام تحریف می‌شود و تهدید اسلام اقدام مشترک آمریکا، انگلیس و اسرائیل است و همه این اقدامات به منظور ایجاد تحریف در اسلام و حفظ موجودیت اسرائیل صورت می‌گیرد.

وی با بیان اینکه همه طرح‌هایی که این حکومت برای رسیدن به اهداف خود انجام داده، با شکست روبه‌رو شده است، یادآور شد: مسئله و موضوع اعدام شیخ نمر مسئله مذهبی نیست و نباید در این زمینه در دام دشمن و بحث شیعه و سنی بیافتیم.
این استاد دانشگاه با اشاره به اینکه جنگ بین مذاهب برای آمریکا، انگلیس و اسرائیل بهانه است، گفت: این دولت‌ها و آل‌سعود به دنبال نتایج سیاسی این اقدام هستند و ما باید مراقب باشیم در دام و بازی دشمن در این خصوص نیفتیم و بیشترین قربانیان این توطئه از کشورهای اسلامی لیبی، عراق و پاکستان هستند. آل‌سعود نیز تنها به دنبال منافع خود است.
رحیم‌پور ازغدی با طرح این سوال که آیا آل‌سعود عقل سیاسی دارد؟ خطاب به این رژیم، گفت: شما کاری کردید که شیعه و سنی با شما دشمن شوند. در عراق و سوریه میلیاردها دلار از پول نفتی خود خرج کردید، اما همه گروه‌های اسلامی چه شیعه و چه سنی در این کشور با شما دشمن شدند و هدف نهایی‌تان این بود که حاکمیت‌تان و رژیم‌های وابسته به شما در منطقه حفظ شود.

وی ادامه داد: امروز در سوریه و عراق 2 قدرت وجود دارد و حکومت‌هایی با دموکراسی و انتخابات روی کار آمدند که شما پایین‌ترین خط امنیت را برای آنها متصور نشدید.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: وهابیت 3 خلیفه سنی با گرایش‌های وهابی و تکفیری دارند که هیچ‌کدام یکدیگر را قبول ندارند و نفرت شیعه و سنی نسبت به همه آنها برانگیخته شده است.

رحیم‌پور ازغدی افزود: اگرچه این گروه‌ها با دلارهای نفتی آل‌سعود روی کار آمدند، اما همان ابتدا اعلام کردند با آل‌سعود دشمن هستند. اگر هدف‌تان در سوریه و عراق تضعیف شیعه بود، می‌بینید که امروز شیعه به هیچ اندازه‌ای مانند امروز دارای اقتدار نبوده است.

وی با اشاره به واکنش دولت‌ها و رسانه‌های غربی در خصوص انقلاب یمن، گفت: وقتی پایتخت یمن توسط انصارالله سقوط کرد شبکه 24 فرانسه اعلام کرد که چهارمین پایتخت عربی هم توسط تهران فتح شد که این حرف 2 بخش دارد. اینکه یک اعتراف به عجز و ناتوانی در برابر جهان اسلام است و بخش دیگر حرف‌شان که در واقع تحقیر اعراب و پشت کار دادن به آنها بود که آنها را به سمت کشتار بیشتر ترغیب کنند و بخش دروغ حرف‌شان برای اهل سنت و اعراب و ترکیه این بود که مراقب باشید زیر سیطره حکومتی فارسی نروید.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی خطاب به حاکمان عربستان، گفت: این اعتراف نشانه عجز و ناتوانی‌ شماست که البته توطئه‌ای پشت آن وجود دارد، زیرا شما به هر کدام از این کشورها در 100 سال گذشته میلیاردها دلار دادید، حتی در بحرین دخالت نظامی کردید، اما این کشور هیچ وقت مثل امروز یکپارچه علیه شما نبوده، زیرا طرح‌های شما هیچ وقت عقلانی و به نفع خودتان نبوده است.

وی در ادامه گفت: با اخوانی‌ها در مصر شرط گذاشتید که علیه اسرائیل نباشید و رابطه‌تان را با آن قطع نکنید، در عوض علیه ایران باشید و رابطه‌تان را با سوریه قطع کنید که در نهایت دیدید به شما خیانت کردند و امروز همین اخوانی‌ها که سرشان کلاه گذاشتید بیش از 80 درصدشان با شما مشکل دارند.

رحیم‌پور ازغدی با بیان اینکه طی 30 سال اخیر غرب برای اینکه از اسلام انقلابی و اصیل می‌ترسید به دنبال راهکاری برای عدم اقبال جوانان سنی به سمت اسلام انقلابی بود، گفت: آنها گرایش‌های مختلف وهابی را در اذهان جوانان سنی پرورش دادند، اما سوال این است که آیا این مسئله به نفع آنها تمام شد؟ در حالی که همه این گروه‌ها با دلارهای نفتی آل‌سعود آموزش دیدند و پرورش یافتند، اما اکثرشان امروز علیه این حکومت هستند و از اسلام شما خوش‌شان نمی‌آید، زیرا اسلامی که شما ارائه می‌دهید، اسلام منهای عقل، اخلاق، عدالت و مبارزه علیه استکبار است. اسلام کفر است و در روش خود خشن و بی‌منطق عمل می‌کند و همه اهل اسلام چه سنی و چه شیعه را تکفیر می‌کند.

وی با بیان اینکه نباید گذاشت در این مسئله سر مسلمانان را کلاه بگذارند و جنگ‌های امروز جهان اسلام را جنگ مذهب بین سنی و شیعه تعریف کنند، گفت: در این خصوص مسئله خیانت به مکه و مدینه است، خیانت به قرآن و ظلم به اسلام است، نه شیعه و سنی. آل‌سعود از موسسان رژیم‌صهیونیستی بود و به دنبال این است که مسائل جهان اسلام را امروز مسئله‌ای مذهبی جلوه دهد، در حالی که درد آن مذهبی نیست، حتی وهابیت هم نیست و وهابیت ایدئولوژی شد که به روش غارت آنها مشروعیت بخشد.

این استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به شخصیت آیت‌الله نمر، گفت: شیخ نمر به عنوان یکی از روحانیون شیعه سال‌هاست در عربستان ممنوع‌المنبر بود، اما در بیداری اسلامی سخنانی را در سراسر جهان اسلام و عربستان برای روشنگری این حرکت انجام داد.

رحیم‌پور ازغدی با اشاره به اینکه شیخ نمر چند سوال از رژیم آل‌سعود پرسید و به خاطر همین به زندان رفت و امروز برای او حکم اعدام صادر می‌کنند، گفت: یکی از سوال‌های آیت‌الله نمر از آل‌سعود این بود که چرا نمی‌گذارید مسلمانان مسجد داشته باشند و از آزادی‌های مذهبی و سیاسی برخوردار باشند؟ حتی سنی‌های عربستان و غیروهابی نیز از آزادی‌های سیاسی و مذهبی محروم‌اند و شیعیان نیز در این شرایط به سر می‌برند، در حالی که طبق آمارهایی که در خارج از عربستان گرفته شده، نزدیک به 20 درصد از مردم عربستان شیعه هستند، اما از حداقل حقوق خود محروم‌اند.

وی با اشاره به سوال بعدی شیخ نمر از آل‌سعود، گفت: آیت‌الله نمر اعلام می‌کند اسلامی که می‌خواهید برای اعراب و سوریه تعریف کنید و اجرا کنید یک صدم آن را هم برای عربستان و مسلمانان آن تعریف کنید.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با بیان اینکه محروم‌ترین مردم عربستان، شیعیان هستند، گفت: آیت‌الله نمر از آل‌سعود می‌پرسد که چرا مردم شیعه عربستان که در مناطق نفتی این کشور زندگی می‌کنند محروم‌ترین و گرسنه‌ترین مردم عربستان هستند؟ و چرا نباید سهمی از این نفت‌ها به آنها برسد؟ چگونه می‌شود همه درآمدهای نفتی عربستان که میلیاردها میلیارد است صرف سراپا نگه داشتن حکومت‌های وابسته به عربستان در منطقه می‌شود و به مردم عربستان چیزی نمی‌رسد؟

رحیم‌پور ازغدی با اشاره به اینکه آیت‌الله نمر ضمن انتقاد از زندانی شدن بی‌گناهان در عربستان، اعلام می‌کند چرا زندان‌های آل‌سعود مملو از منتقدان غیرمسلح است که فقط به واسطه سوال به زندان رفته‌اند؟ و اینکه چرا غرب با تمام قوا از حکومت آل‌سعود با وجود اینکه حقوق بشر را رعایت نمی‌کند، حمایت می‌کند؟

وی در ادامه گفت: اینها تنها جرم شیخ نمر در عربستان بود و به واسطه همین چند سوال او را چندین بار مورد ضرب و شتم قرار دادند و در نهایت زندانی کردند و به اعدام تعزیری محکوم کردند و این همان شخصی بود که وقتی جوانان شیعه می‌خواستند در برابر آل‌سعود مسلح شوند، گفت که قدرت کلمات ما از گلوله آنها بیشتر است. بگذارید آنها گلوله به سمت ما پرتاب کنند و ما با کلمات و حرف‌های‌مان مقابل آنها می‌ایستیم.

این استاد دانشگاه با اشاره به اینکه دلارهای نفتی عربستان امروز بین دیکتاتوری‌های کشورهای منطقه تقسیم می‌شود و سر از مراکش تا یمن و پاکستان درمی‌آورد، گفت: این بازی پروژه آمریکایی- انگلیسی بود که این جنگ‌ها را مذهبی جلوه دهند و اصل ماجرا این است که دلارهای نفتی عربستان و این ماجراها باید به امنیت رژیم‌صهیونیستی کمک کند.

وی افزود: پیش‌بینی من این است که اینها می‌خواهند یمن را به سوریه و عراق تبدیل کنند. سیاست آنها این است که اگر نتوانند کشور و دولتی را هم راستا با خود سازند، جنگ تکفیری به اسم درگیری با شیعه راه اندازند و هر جا که نتوانستند آن را بگیرند، آنجا را تبدیل به سرزمین سوخته کنند.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با اشاره به اینکه هدف غرب و ایادی‌اش تنها کمک به حفظ صهیونیست است، ادامه داد: از ابتدا که آل‌سعود در منطقه ایجاد شد، تنها هدف آنها از ایجاد این رژیم حفظ رژیم‌صهیونیستی بود و مطمئن باشید اگر آل‌سعود سقوط کند 6 ماه هم طول نمی‌کشد رژیم‌صهیونیستی نیز سقوط می‌کند. برای حفظ رژیم‌صهیونیستی، آل‌سعود نیز باید بماند.

رحیم‌پور ازغدی با بیان اینکه انگلیسی‌ها پس از اینکه آل‌سعود را در عربستان روی کار آوردند، چند هدف را دنبال می‌کردند، گفت: کنترل مرکز اسلام یعنی شهرهای مکه و مدینه، ترویج اسلامی که به ضرر اسلام باشد و حفظ اسرائیل مهمترین اهداف آنها از حضور آل‌سعود در جزیرة‌العرب بود و اسناد تاریخی نیز همین مسئله را اذعان می‌کند.

وی با اشاره به برخی از این اسناد تاریخی، گفت: پدر فهد که حاکم نجد بود قبل از ایجاد رژیم‌صهیونیستی از دولت بریتانیا به دلیل سرنگونی حکومت عثمانی حمایت می‌کند و بنابراین مسئله تنها شیعه و سنی نیست، بلکه بحث فلسطین و قدس است. آنها این همه پول خرج کردند تا چهره‌ای زشت، خشن و تکفیری از اسلام نشان دهند و جهاد علیه مسلمین را ترویج کنند نه کافران. همه مفتی‌های وهابی که اکثرشان یا کور یا ابله هستند هرگز فتوایی علیه جهاد با کافران و مستکبران ندادند. عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با اشاره به نمونه‌های تاریخی برخورد آل‌سعود با شیعه و سنی و حتی وهابی‌های غیرحنبلی، گفت: عبدالعزیز بن‌سعود، مکه، مدینه و حتی شهر طائف که سنی‌نشین بود را با فجیع‌ترین شکل تصرف کرد و مردم این شهرها را با خاک و خون یکی کرد، حتی در طائف جوی خون راه انداخته و به هیچ فردی رحم نکردند.

رحیم‌پور ازغدی گفت: اسلام مدنظر آنها اسلام غیرپاسخ‌گو، غیرمستدل و غیرقابل بحث است. آنها فقط یک قرائت که آن هم قرائت حنبلی از اسلام دارند، حتی برخی از حنابله را هم مشرک می‌دانند.

وی افزود: آنها از اسلام واقعی می‌ترسند و به همین دلیل اسلام حنبلی و وهابی را ترویج می‌کنند، زیرا در بین شاخه‌های مذهب سنی، حنبلی بیشتر از همه با عقل فاصله دارد.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با اشاره به اینکه هیچ عالم سنی یزید را تطهیر نکرده است، گفت: اما وهابی‌ها یزید را تطهیر می‌کنند و این در حالی است که 90 درصد اهل سنت حسینی هستند نه یزیدی. وهابی‌ها در 100سال پیش پس از اینکه شهر طائف را اشغال کردند به کربلا که شهری شیعه‌نشین است حمله و ضمن اهانت به قبر سیدالشهدا، اموال هزاران شیعه را به غارت بردند و هزاران شیعه را در کربلا سر بریدند. آنها در شهر مدینه نیز پس از مقاومت مردم مقابل مسجدالنبی، مسجد را خراب نکردند، اما تا توانستند غارت کردند.
رحیم‌پور ازغدی در بخش پایانی سخنان خود با اشاره به اینکه اولین کسانی که وهابیت در اسلام را مانند پروتستانیزم در مسیحیت می‌دانستند، دانشمندان کشور انگلستان بودند، گفت: آنها با وجود اینکه می‌دانستند در دل وهابیت یک نوع تروریست نهفته است، آن را یک اصلاح‌طلبی در جهان اسلام تعریف کردند که به دنبال رها کردن اسلام از خرافه‌پرستی است و همان نقشی که برای پروتستانیزم در مسیحیت قائل هستند برای وهابیت در نظر گرفته و آن را ترویج کردند.
وی با اشاره به سخنان مورخان انگلیسی درباره تسخیر قطیف در عربستان، گفت: منطقه قطیف بزرگ‌ترین منطقه شیعه‌نشین در عربستان است و پس از عراق بزرگ‌ترین منطقه شیعی در خلیج‌فارس به شمار می‌رود. وقتی آل‌سعود این منطقه را تسخیر کرد پس از تسیلم شدن مردم این شهر شروطی را برای آنها تعیین کرد که یکی از آنها این بود که این مکان ملک شخصی آل‌سعود است و همه ساله
14 نفر از بزرگان این شهر باید برای تجدید بیعت با آل‌سعود با به همراه داشتن هدایای نفیس برای پابوسی به نزد خلفای آل‌سعود روند و اگر آل‌سعود زمانی به نیروی نظامی برای لشکرکشی حتی به خود قطیف احتیاج داشت، مردم این شهر باید به آنها کمک کنند.این استاد حوزه و دانشگاه در پایان سخنان خود ضمن قرائت پیام امام‌خمینی(ره) پس از یک سال از حج خونین در سال 67، گفت: امیدواریم دولت‌مردان آل‌سعود بر سر عقل بیایند، زیرا اشتباهات پشت اشتباهات به نفع آنها نیست.

منبع: تسنیم

 





      

 

مسلمانان به هوش، مواظب یهودیت افراطی باشید!

حضور محترم مخاطبان عزیز سلام علیکم

چون هنوز مسئله ی غزه و یهودیت موضوع اصلی و فعلی ماست، ترجیح دادم مطلب را تعویض نکنم. هر چند زیاد نوشتن را هم مطلوب نمی دانم. اما مسئله مهم و شگفت آور موضوع سخنرانی جدید خاخام تندروی یهودی و صهیونیستی است که در محفلی خصوصی به مواردی اشاره کرده که اهم آن به شرح ذیل است.

لطفا جهت مشاهده ی فیلم مربوطه روی تصویر زیرکلیک فرمایید.


1-باور یهودیان به فضای آخرالزمانی و ترس و جبن آنها از آمدن امام عصر(عج) و بنابراین پایه گذاری تمام تلاش این طیف در دنیا بر مقابله با وجود مقدس امام زمان ارواحنا فداه.

2-آنها خوب می دانند که یهود افراطی و صهیونیست را امام زمان (عج) نابود خواهد ساخت و در میان کلام این خاخام بر این نکته که( امام زمان (عج) مسلمانان می آید و می خواهد با ما بجنگد) به همین نکته دلالت دارد.

3-اعتراف وی به ایجاد و تقویت استراتژی درگیر کردن مسلمانان در درون جامعه ی اسلامی و با فجیع ترین وضع و مخصوصا اشاره ی وی به اینکه الصرخی روحانی نمای بی سواد و ملعون و یهودی به اصطلاح شیعه در کربلا و قطعا امثال او مثل فرقه ی شیرازی یا ... از عوامل صهیونیست ها هستند نشان دهنده ی عمق خباثت آنها و روشنگر وظایف سنگینی است که بر عهده ی مسلمانان و شیعیان گذارده شده است. آنها خوب فهمیده اند که یکی از راههای اصلی محدودیت مسلمانان دعواهای درونی و خشن با سوء استفاده از انحرافات فرقه ای و مذهبی است و بر این اساس با توسعه ی این راهبرد و به دنبال آنند که یاوران مهدی فاطمه (س) را محدود و معدود نموده و تا می توانند آنان را از مسئله ظهور و پشتیبانی و سربازی حضرتش باز دارند.

4-مسئله ی دخالت جریانات صهیونیستی، ماسونی و فرقه های منحرف در امر ورزش و همزمانی بسیاری از اتفاقات و جنایات با بحبوحه ی مسابقات بین المللی مخصوصا فوتبال نکته ی بارز و روشن دیگری از این حقیقت است که نباید به هر قیمت و شکلی خودمان را برای حضور در عرصه ی بین المللی یا حتی منطقه ای ورزشی به آب و آتش بزنیم. در مسئله ورزش باید مسئولین به باور جدیدی برسند و از هدف قرار دادن حضور در عرصه های ورزش سیاسی که به وضوح برای انحراف افکار عمومی و القاء باورهای منحرف در خلال همین رقابت ها ست خودداری کنند. هرچند همه ی ورزش ها یک طرف و فوتبال هم در طرف دیگر. این مسئله ی ورزش و مخصوصا فوتبال در جای دیگری و به صورت واضح و کاملی مورد بحث قرار خواهد گرفت.

5-یادمان باشد ماحصل جریانات صهیونیست ها و مخصوصا گفتار این خاخام خبیث بر ایجاد اختلاف بین مسلمانان و مشغول کردن ما به خودمان استوار است. پس تا آنجا که می توانیم باید به وحدت بین مسلمانان توجه جدی نماییم. اینجاست که درایت مقام عظمای ولایت در فرمایشات قبل از روز قدس و به خصوص در روز عیدفطردرتاکیدبراینکه غزه اصل است وبایدهمه به آنجاتوجه کرده وآنهارایاری کنیم بیش از پیش نمایان می شود.

6-نباید فراموش کنیم که ممکن است یهودیت افراطی به دنبال انگاره سازی فضای آخرالزمانی براساس باورهای مسلمانان باشد که بعد از مدتی به دلیل عدم ظهور امام عصر (عج) نوعی سرخوردگی و ناامیدی در امر انتظار در بین مردم ایجاد نماید.

برخی از اقوال دلالت بر این دارد که آنها با تطبیق برخی از اتفاقات خود ساخته مثل پرچم سیاه داعش و لباس سیاه این عده و معطوف داشتن آن به قیام خراسانی با مشخصات مشابهی که روایات در امر قیام خراسانی بیان داشته اند و یا کشتار شدید و رعب و وحشت و امثال آن قصد بازی دوسر را دارند. تا اگر ظهور مسرت بار حضرت صاحب واقع شود به زعم خودشان آماده ی مقابله با آن باشند و اگر در پی این همه اتفاقات یاد شده ظهور واقع نشد باز هم سر خوردگی و ناامیدی احتمالی ایجاد شده به نفع آنهاست. اما حقیر معتقدم که دست روشنگر الهی فائق بر مکر شیطان بوده و احتمالا آنچه که شاهد آنیم زمینه های ظهور موعود موجود (عج) خواهد بود.

 

ان شاالله که چنین باشد.

 





      

جنگ غزه، تمرینی برای جنگ بزرگ موعود.

وقتی طرح تحریم المپیک صهیونیستی ماسونی بهایی وهابی گذشته لندن را در وبلاگم کلید زدم کاملا برایم آشکار بود که پیوندی دیرین بین اتفاقات بزرگ ورزشی با جریانات کودک کش و آدم آزار صهیونیزم بین الملل وجود دارد و گر چه می دانستم برد کار ما محدود و امکاناتمان در حد بضاعت ماست. اما تکلیف دانسته و با همراهی عزیزانی که استاد دانشگاه، طلبه، دانشجو، بسیجی، کارمند و ... بودند کار را کلید زدیم و تا حد امکان روشنگری پرداختیم.(لطفا جهت مشاهده ی مطلب تحریم المپیک صهیونیستی ماسونی لندن اینجا کلیک کنید.)

 

امسال هم نزدیک جام جهانی با یادآوری جام های قبلی و همزمانی آنها با حملات صهیونیست های پلید انتظار جریان سازی و حرکتی جدید را داشتیم که در غزه واقع شد. اما این حمله ی ددمنشانه و وحشیانه ابعادی دارد که به آن در حد توان می پردازم.

حمله ی ددمنشانه ی اسراییل به غزه

 

ادامه مطلب...



      

سردار سلام

با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات مخاطبان عزیز.

سردار سلام

سردار سلام

وقتی مصاحبه ی کوتاه و پر از حرف و مظلومیت سردار فرهاد نظری فرمانده نیروهای ویژه ولایت ناجا در سال 78 که در دام بازی اصلاح طلبان شورشی و اسلاف فتنه طلبان سال 88 افتاد را برای چندمین بار خواندم دلم سوخت. دیروز مقام معظم رهبری طی سخنانی که از جمله به جمله ی آن می توان درس هایی را استخراج کرده و برای منهزم ساختن عزم دشمن و ارتقاء ایران اسلامی به کار بست فرمودند. یکی از این توصیه ها به مقابله در برابر دور ساختن مومنان جامعه و دولت به اسم اعتدال بود که معلوم شد حضرت ایشان هم در جریان دقیق امور هستند. از نظر حقیر قبل از آنکه مدافعان فتنه از آخور هزارتوی خود که محصول ترس و جبن آنهاست سربرآورده و تقاضای رفع حصر موسوی و کروبی خائن و فتنه گر را بنمایند باید جریان مومن و حاکم بر جامعه به دلجویی همه ی مومنینی که در راه اسلام و ایران سینه سپر کرده و ضربات جانی، مالی، کاری و آبرویی خوردند پرداخته و یک به یک مورد تفقد قرار دهند. اکنون که ابعاد دخالت دشمن و برنامه ریزی های گسترده آنها در مسائل کوی دانشگاه در سال 78 و فتنه ی 88 به وضوح آشکار شده است باید سراغ ضربه خوردگان از فتنه رفته و آنها را یاری کرد. هرچند یاری رسان اصلی خداست. من البته منکر اشتباهات ناجا در سال78 نیستم. معتقدم که می توانستند بهتر، سریعتر، عاقلانه تر و محکم تر برخورد کنند. باید ریشه ی عوامل محرک را شناسایی و دستگیر می کردند و از نام ها و زبان های دراز نمی هراسیدند. اما اینکه یکی از مسئولین اصلی خود را اینگونه به مسلخ فرستاده و علی رغم تبرئه، بی گناه رهایش کنند پیغام بدی دارد. آن زمان که جنگ بود و شعار بسیجی مظلوم شهر و شهید جبهه را می دیدیم و می شنیدیم و درک می کردیم. الآن هم بسیجی مظلوم و شهید فتنه است. اگر بخواهد در فتنه ها ساکت بنشیند که دق می کند. اگر دخالت هم کند یا باید شهید و جانباز شود و تا آخر عمر روی تخت و ویلچر بنشیند. یا اینکه شخصیتش ترور شود و بعضی آنقدر کم بصیرت عمل کنند که مجرم تبدیل به شاکی و شاکی تبدیل به متهم شود. در قضیه ی سردار فرهاد نظری تقریبا همین اتفاق افتاده است. رهبری عزیز دیروز فرمودند که مومنین همانهایی هستند که اگر نظام دچار خطر شود سینه سپر می کنند. اما برخورد با امثال سردار نظری و مشابه ایشان برخوردهایی که با حادثه دیدگان از فتنه شد و عدم شناسایی ضاربین شهدای بسیجی در سال 88 و جمله این حوادث و کوتاهی، بازهم دامنگیر مدافعان اصلی نظام و انقلاب شد.

نباید اجازه دهیم دشمنان هزینه ی دفاع از نظام و انقلاب در موارد مشابه را اینقدر بالا ببرند. هرچند که فدایی نظام و اسلام بسیارند و این در طول تاریخ 36 سال اخیر به کرات دیده و تکرار شده است. اما جفای دولت اسلامی به این اقشار غلط و موجب ضمان و ناراحتی مردم و دلزدگی است. من به نوبه ی خودم به سردار نظری که پیشمرگ کوتاهی و ضعف مفرط مسئولین ناجا در سال78 گردید سلام می فرستم و امیدوارم دست فتنه گران به حول و قوه ی الهی در دادگاهی عادل و قاطع رو شود و سیه رویی آنان نمایان گردد.

خسته نباشی سردار.

 





      

اگر موسوی رییس جمهور می شد.

فتنه 88

این مقاله را سال ها پیش نگاشته و اکنون با تغییرات جزئی در سالگرد فتنه ی 88 مجددا در معرض رؤیت مخاطبان عزیز قرار می دهم.

 سرعت و شتاب در ارتقای بصیرت و بینش و مطالبات ملت مسلمان و فرهیخته ایران آنچنان بالاست که برعکس عمده جوامع حال حاضر و معاصر دنیا از این انتخابات تا انتخابات بعدی در بعضی موارد صدها درجه افزایش یافته و بالاتر رفته است. مثلا مردم در چند انتخابات ریاست جمهوری 20ساله اخیر همواره ضمن رعایت عناصر عقل ، وحدت ،ایجاد فرصت برای پیشبرد اهداف، فرد و دولت منتخب و نیز پشتیبانی همه جانبه از آن در نهایت به این نتیجه می رسیدند که آیا این خط و فرد و جریان و فکر باید استمرار یابد یا نه ؟ و اگر نه چه کسی باید آنرا در دست گرفته و به عنوان فرد منتخب بفهمد که مردم چه می خواهند و چه راهی را باید طی کنند؟ در 8 ساله دوران موسوم به سازندگی علیرغم اعطای فرصت کافی مردم به رییس جمهور و دولت وقت تحت ریاست آقای هاشمی رفسنجانی و پشتیبانی کامل و قاطعانه تحت رهبری داهیانه رهبر معظم انقلاب در انتها وقتی دیدند که در چارچوب عناصر فرهنگی به سمت غربزدگی ره طی کرده و در حوزه اقتصاد شاهد بودند که فواصل طبقاتی به شدت افزایش یافته ( علیرغم رشد اقتصادی نسبی ) و هنگامی که اعتراض می شود مسوولین دولت آن را نتیجه لایتغیر افزایش رشد اقتصادی دانسته و تازه در آن اواخر هم زمزمه های رو به رشدی شنیده می  شد که در جراحی اقتصادی مورد نظر دولت سازندگی، باید و ناچارا شاهد له شدن عده ای و یا حتی تمامی نسل حاضر بود تا زیر ساختهای اقتصادی به نفع نسلهای آینده تکمیل و توسعه یابد و جامعه به سمت رفاه واقعی پیش رود!! صد البته این دیدگاه و زمزمه در دادگاه قضاوت مردم به واقعیت در حال انجام تعبیر گردید. به طوریکه مردم شاهد رشد بیکاری ، فاصله طبقاتی ، ظهور طبقه نوکیسه رانتخوار و فساد رو به گسترش اخلاقی ناشی از دیدگاهها و رفتارهای همین شبکه که در تعداد کم اما در تاثیر پذیری از جوامع غیر اخلاقی و تسری آن به داخل کشور بسیار قوی عمل می کردند بود که فریاد عدالتخواهی عمومی را برآورد و باعث شد آقای هاشمی در پایین ترین رتبه محبوبیت در انتهای 8 سال دولت خود قرار بگیرد. از اینرو و با عنایت به اینکه از 4 کاندیدای سال 1376 آقای ناطق نوری ادامه آقای هاشمی تلقی شد و با توجه به حجم تبلیغات اثر گذار کاندیدای پیروز ( سید محمد خاتمی ) و استفاده قوی و هشیارانه از اعتراضات و عدالتخواهی مردم به دلایل پیش گفته و ضعف رقبای دیگر و نیز بیان ناشیانه این نکته توسط آقای ناطق که در اقتصاد ادامه راه آقای هاشمی مد نظر است ، در نهایت مردم برای نه گفتن به آقای هاشمی که تماما در موجودیت آقای ناطق نوری تجلی می کرد به خاتمی رای دادند. در پی پیروزی خاتمی و التهابات روزافزون و سیاسی کاری های مداوم و بی توجهی دولت اول خاتمی به عنصر فقر اقتصادی و گرفتار شدن کشور در التهابات سیاسی ستاره اقبال خاتمی در دل مردم به سرعت رو به افول نهاد و در نهایت به دلیل حضور مشاوران کارآزموده وی، نزدیک به انتخابات دور دوم انتخاب خاتمی ( دور هشتم ریاست جمهوری ) چند بسته اقتصادی و طرح تحول اقتصادی رو کردند و وانمود نمودند که به توسعه اقتصادی وفادارند. بعلاوه آنکه با استفاده از رسانه های فراوان داخلی و خارجی و مظلوم نمایی اثر گذار در ذهن عامه مردم اینگونه اثر نهادند که ما می خواهیم کار کنیم اما عده ای تحت عنوان گروههای فشار نمی گذارند و ....... 

در نهایت اعتماد مردم فهمیده و هوشیار را برای دور دوم جلب کردند غافل از اینکه مردم، آگاهانه و البته بزگوارانه فرصت مجدد  به گروهی که ندای مظلومیت دروغینش گوش فلک را پر کرده بود و ادعا داشتند که پس از جنگ و رحلت امام شرایط خدمت پیدا نکرده اند که طعم خدمت را به مذاق مردم بچشانند دادند تا هیچ بهانه ای باقی نماند. اما وقتی دیدند یکسره کار دولت در فرو غلتیدن سریع در دامان غربگرایی محض در حوزه های فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی و اخلاقی و سیاسی می باشد در انتخابات بعدی ( ریاست جمهوری نهم ) یکی از خاص ترین کاندیداهای بعد از انقلاب اسلامی را برگزیدند و در واقع تعریف جدید و غیر منتظره ای از فهم و درک و نیز وابستگی و میل به حفظ اسلام و انقلاب و نظام و آرمانهای امام و شهدا و رهبری به دست دادند که صاحبنظران یاد شده را کاملا مبهوت کرد. مخصوصا آنکه این رقابت بین فردی کم نام و نشان و ناشناخته با شخصی به نام اکبر هاشمی رفسنجانی در گرفت و در نهایت با فاصله زیادی به پیروزی محمود احمدی نژاد ختم گردید. 

اصل اشاره نگارنده به فهم و درک مردم در این مقطع می باشد که انصافا آنان را شایسته نامگذاری به امت آخرالزمان و انشاالله یاران حضرت ولی عصر (عج) می نماید. سرعت و شتاب دشمنان داخلی و خارجی و کسانی که عقده انتخاب مردم را در دل می پروراندند در دشمنی و مقابله با دولت منتخب و جلوگیری از خدمت رسانی از یکسو و حرکت شتابنده و بسیار تاثیر گذار دولت اول احمدی نژاد درخدمت رسانی به همه کشور و ارتباط مستقیم با آحاد مردم در دور افتاده ترین جغرافیای کشور و اهتمام آنها به ساده زیستی و پیروی از ولایت و در نتیجه وحدت بین امت و دولت و رهبری همراه با مجلس و دیگر ارکان نظام باعث شد دلبستگی مردم به دولتمردان در این چهار سال به شدت افزایش یابد و بیش از پیش مردم را به حضور در صحنه ترغیب نماید. ادامه این مسیر و رسیدن به مقطع انتخابات دولت دهم در سال گذشته و در همین روزها امتداد داشت و منجربه انتخابی کاملا معنی دار گردید. چراکه اگر مردم بصیرت لازم را به خرج نمی دادند و مثلا موسوی را انتخاب می کردند شاید در چهار سال دوره ریاست وی بر دولت شاهد در افتادن قطعی کشور به آغوش غرب و صهیونیسم بین الملل بودیم. چرا؟ خواهم گفت:

همانگونه که می دانیم و مردم همه به خوبی با رصد اوضاع بهتر از نخبگان فهمیدند موسوی فقط کاندید منتخب دشمنان احمدی نژاد در داخل نبود. بلکه طیف وسیعی از ضد انقلاب اعم از دولت های محارب مثل امریکا و اروپا و حتی اسراییل و کشورهای مرتجع و عرب منطقه تا سلطنت طلبان و منافقین ، فداییان خلق ، گروهک ریگی ، کمونیستها ، فراریها و غیره و غیره پشت سر شخص آقای موسوی قرار گرفتند. در این بین تمام افرادیکه با سیلی مردم و رهبری و به واسطه دشمنی با اسلام یا انقلاب و با سوابق غیر اخلاقی و مشکل دار فرار را بر قرار ترجیح داده و برای اندک درآمدی خود را به سرویسهای جاسوسی دشمن فروختند نیز از لانه خود سربرآورده و به حمایت آشکارای از موسوی پرداختند.حالا شما تصور کنید اگر موسوی رای می آورد چه اتفاقی می افتاد. من اجمالا به برخی از آنها اشاره می کنم.

1-    به دلیل خیره سری و طبع لجباز موسوی ( برعکس خاتمی که اهل تعامل بود ) ناسپاسی و نافرمانی و مقابله روز افزون وی با رهبری کلید می خورد و باعث تشتت در ارکان نظام و سوء ظن گردیده و خون به دل رهبرمان می شد و در نهایت باعث یک جنگ سنگین درونی ناشی از تعصب آگاهانه و بی بدیل مردم به رهبرشان می شد. دشمنان به خوبی از میزان این دلدادگی مردم به رهبری اطلاع داشتند و وجود فرد لجبازی مثل موسوی که علنا در نزدیکی انتخابات و در مصاحبه با جراید خارجی برای محدود کردن رهبری اعلام نظر کرده و پس از تاکید بر آن گفته بود این تازه اول راه است و بنابر این انگیزه لازم را برای ورود به این معرکه داشت را مغتنم شمرده و مطمئنم که در خفا نیز با وی بسته بودند تا در مخالفت با رهبری حرکت کند و در نهایت چون جمع بین رییس جمهوری که برعکس خط ولایت حرکت می کند با مردمی که شدیدا ولایت مدارند ممکن نیست آتش بزرگ درگیری درونی و از هم پاشیدگی وحدت، شراره های خود را بر پیکر نظام شلاق وار وارد می ساخت و باعث خنده از ته قلب دشمن می شد و هزینه آنان را برای پاشیدن انقلاب به شدت کاهش می داد. دشمنان ما سابقه بنی صدر و مقابله روز افزون وی با امام و یارانش و فرجام آنرا در درگیریهای داخلی دیده بودند و مطمئنا پس از بهره برداری و ضربه به وحدت ملی موسوی نیز مثل بنی صدر از دور خارج و به عزلت خیانتبارش می خزید.

2-    اگر موسوی رییس جمهور می شد از نیروهایی مثل مهاجرانی و کدیور و تاج زاده و نبوی و مخملباف و امثال آنها استفاده می کرد. اگر مجلس به آنها رای اعتماد نمی داد و حاکمیت نظام با استفاده رییس جمهور از آنها مخالفت می کرد باز هم جرقه درگیری جدیدی جان می گرفت که آتش آن باعث فرو پاشیدگی تمامی ارکانی که باید در خدمترسانی به مردم گوی سبقت را می ربودند می شد و کارآمدی نظام زیر سوال می رفت و اگر هم چنانچه به هر طریق موسوی موفق به استفاده از این طیف می گردید با سرعت نظام و دولت را به غربگرایی و مقابله با رکن انقلاب یعنی ولایت فقیه و تغییر قانون اساسی و در نهایت به زعم خود ایجاد شورای رهبری به جای رهبر هدایت می کرد که در اینصورت نیز صهیونیزم بین الملل بزرگترین و اثرگذارترین دشمن خود یعنی ولایت فقیه عادل را ( به زعم غلط خویش ) از دور خارج می ساخت و باز هم اینکار را باهزینه کم و با فروپاشی از درون سامان می داد.

3-    با چشیدن طعم خدمت واقعی در دوره ای از دولت احمدی نژاد توسط مردم و سفرهای مداوم استانی که علیرغم طاقت فرسا بودن اصل آن باعث همگرایی اثرگذار و مثال زدنی مردم از دورافتاده ترین نقاط و روستاهای کشور تا شهرها و استانهای بزرگ و بردن امکانات به نقاط غیر برخوردار و کاهش فاصله طبقاتی و خشنودی مردم از اینکه مداوم دولتمردانی در دسترس داشته وقدوقیافه و عمل و روش و فکر و ذکر عناصر دولت از رییس جمهور تا وزرا و معاونین و مسوولین ارشد مثل آحاد مردم عادی و صاحبان اصلی انقلاب می باشد توقع عمومی در استمرار آن بالا رفته و همگان انتظارات بزرگتری در این راستا داشتند. اما چنانچه با هر ترفندی موسوی موفق به کسب رای می شد شک نکنید که سرخوردگی عمومی و در نتیجه دورافتادن قاطبه مردم از انقلاب و نظام و در نتیجه کاهش مشروعیت مردمی نظام کلید خورده و در نهایت اثر خود را می گذارد. چرا که طیف دوستان و همفکران و همراهان موسوی افرادی بودند که طی سالهای پس از انقلاب تا زمان دولت احمدی نژاد دائما با تعویض پستها سرکار بودند و در دولتهای مختلف حضور داشتند و چنان با تبختر و خود بزرگ بینی به مردم نگاه می کردند که سفرهای استانی دولت خدمتگزار را ایجاد توقع اضافه و زیادی !! و پر رو کردن مردم قلمداد می نمودند. بنابراین با روی کار آمدن مجدد آنها اتفاقی که نمی افتاد هیچ، نوعی نگاه منفی در ذهن و روح مردم رقم می خورد که تاسف عمومی را در پی داشت و باعث می شد عکس توقع قاطبه مردم و اکثریت را واقع نماید.

4-    اگر موسوی رییس جمهور می شد با سرعت نفوذ جریانات سلطنت طلب و منافقین و گروهک محاربی چون ریگی و پژاک و کمونیستها و تجدید نظر طلبان ولائیکها و غیره و غیره در جامعه بالا می گرفت و آتش درگیریهای سیاسی ابتدا در مراکزی چون دانشگاهها و مراکز علمی و صنعتی و سپس بطن و متن جامعه زبانه می کشید.چراکه هم در دوره تبلیغات و جدال انتخاباتی و هم در فتنه هایی پس از آن پیوند این گروهکها و جریانات معاند با موسوی را به عینه دیدیم و آنها حتی نیروهای خود را به داخل گسیل و به اسم تقلب و حمایت از موسوی به قتل و غارت دست زده و با اهداف او همراهی کردند و متاسفانه نه تنها موسوی و بقایای همراه او هرگز حمایتهای این گروهک ها را نفی و تکذیب نکرده و از آن برائت نجستند بلکه در خفا و حتی علنی با آنها پیوند خورده و ارتباط گرفته و با پررویی برآن دامن هم زدند. لذا مردمی که یکی از دلایل مهم آنها در مخالفت با دولت اصلاحات ورای مجددبه احمدی نژادهمین درگیریهابود مجددا و ناخواسته در مسیر این موارد خانمان سوز قرار گرفته و آسیب دیده اصلی بودند ( حمایت موسوی از گروهک پژاک و صدور اطلاعیه مخالفت وی با اعدام عوامل بمب گذار و خداجو نامیدن اغتشاشگران و هتاکان روز عاشورا و موارد متعددی از این دست نیز شاهدی دیگر بر حاکمیت احتمالی معاندین در صورت پیروزی موسوی محسوب می شود.

5-    گرچه عوامل مهم و مؤثر دیگری نیز در این مقال قابل بیان است اما برای رعایت اختصار عرض می کنم که اگر موسوی رییس جمهور می شد قلوب خدا جوی مسلمانان چه شیعه و سنی در اقصی نقاط جهان که چشم امیدشان به حق خواهی و حق طلبی و یاری ایران اسلامی بود و حتی غیر مسلمانان زیادی که دل در گرو جمهوری اسلامی داشته و دارند آسیب جدی می دید. چرا که موسوی و یارانش قبلا و در زمان انتخابات علنا از حمایت کشورمان از مسلمانان جهان مخصوصا در فلسطین و و لبنان، ساده لوحانه انتقاد و حتی بدون در نظر گرفتن گفته ها و عملکرد خودشان در زمان امام و مسوولیتشان که شامل حمایت از مظلومان و مستضعفان و مسلمانان جهان بخصوص حفاظت کنندگان از خط مقدم جبهه مقابله با صهیونیزم به مرکزیت اسراییل به هرگونه حمایت مادی و معنوی از این جریانات حمله کردند و جوری وانمود کردند که انگار حق مردم به زور از آنها گرفته شده و به حلقوم افراد ناشناخته ای در اقصی نقاط دنیا ریخته شده است؟ و هیچ وقت نگفتند که وقتی دنیای استکبار با تخصیص علنی دلارهای بسیار زیاد و پشتیبانی های مختلف لجستیکی و تبلیغی و رسانه ای به دشمنان این مرز و بوم و مخالفین نظام و انقلاب به جنگ با ما و اسلام و نظام برخواسته اند چرا ما نباید به جبهه گشوده شده در مرزهای دور از سرحدات جمهوری اسلامی آنهم بنام اسلام و قرآن علیه دشمنانمان که درراس آن اسراییل خیانتکار قرار دارد کمک و یاری برسانیم طبعا با عنایت به پولهایی که موسوی و یارانش مثل گدایان پررو ازحامیان استکبار در کشورها و دولتهای عربی و به صورت علنی و از خود عوامل دشمن در غرب به صورت مخفی دریافت کردند،انتظاری جز این حرفها نمی توان د اشت. لذا اگر او رییس جمهور می شد حتما با عملکردش قلوب مدافعین اسلام و انقلاب اسلامی و امام و رهبری را در اقصی نقاط جهان بخصوص در فلسطین اشغالی و لبنان و یمن و بحرین و غیره به درد آورده و باعث افزایش ضربه پذیری آنان می شد. پس بیاییم در سالگرد آغاز فتنه سال 88  دست دعا و شکر به درگاه خدای رحمان بالا برده و از اینکه یکبار دیگر به مردم مسلمان و مظلوم و زجر دیده مان عنایت کرد و از فتنه ای بزرگتر که در صورت پیروزی موسوی و یارانش دامان انقلاب و اسلام را می گرفت جلوگیری فرمود شکر نعمت به جای آورده و از درگاه باکرامتش بخواهیم که تا زنده ایم تحت لوای اسلام و قرآن و رهبری، مدافع با بصیرت نظام اسلامی و آرمانهای امام و شهدا و منویات ولایت فقیه باشیم تا انشاالله ذات احدیت با رؤیت قلوب و دلهای آهنین مدافع حق و قرآن و اسلام که دیگر اجازه تکرار وقایع کوفه و مدینه در خالی کردن سپاه علی امام حسن و امام حسین (علیهم السلام ) را نخواهند داد در ظهور منجی عالم بشریت حضرت مهدی فاطمه (عج) تسریع و چشم و قلب و دل ما را به نور وجودش منور و مزین فرماید.

انشاالله.

اللهم اجعلنی من انصاره و اعوانه. والذابین عنه. و المسارعین الیه فی قضاء حوائجه. و الممتثلین لاوامره. والمحامین عنه. والسابقین الی ارادته. والمستشهدین بین یدیه....

 

فرازی از دعای عهد

 





      
   1   2   3   4      >